
بخش 5 #تنت_به_ناز_طبیبان_نیازمند_مباد_2 #روایت_عارفانه روایت عرفانی غزل با تلخیص از شرح «جمال آفتاب»: خواجه در این غزل به صورت عامیانه و عاشقانه [استاد مطهری هم درجهی این غزل را «ساده و متوسط» ارزیابی کرده است] در مقام معرفی منزلت حضرت محبوب و دعا برای بقاء او بر آمده و در واقع با این بیانات اظهار اشتیاق به دیدار محبوب کرده است. 1ـ الهی که هرگز نیازی به پرستاری طبیبان نداشته باشی ـ که نداری ـ و گزند روزگار به وجود لطیف و بینظیرت نرسد ـ که نخواهد رسید؛ ما بیماران و گزنددیدگان روزگار هجران و غم عشقت را معالجه فرما! 2- محبوبا! تو به همهی کمالات آراستهای! ما را معالجه به دیدارت فرما و از هجران برهان! [درد: در عرفان، احساس نیاز و تمنای شدید برای رسیدن به معشوق است؛ شوقی است که سراپای وجود انس...
ادامه مطلب
صبحها آسمان سبز بود مثل همین بینهایتی که از چشمهام دزدیده بودند بعدها زنبورها دیدند آسمان آبیست و خیلی پیشتر از پایان تاریخ شب غروب میکند... نه عصر فضا نه انفجار آدمها فقط عصر یک روز سگیست! ...
ادامه مطلب