خرید بک لینک

«نرو»

دکتر سیروس شمیسا

 

نرو که ابر نگیرد بمان که سیل نبارد

نخواب تا که نگاهت مرا به موج سپارد

 

نرو که بی تو نمیرم بمان که در تو بمیرم

اگر تو چشم ببندی که پلک را به هم آرد؟

 

بیا که وهم بیاید نشین که مِه بنشیند

بمو که شعر بخندد بخوان که ساز بزارد

 

اگر تو لب نگشایی چگونه غنچه شکوفد

اگر قدم نسپاری که سرو و سبزه بکارد؟

 

بمان که عقل گریزد نرو که عشق بتازد

جنون اگر که نباشد غزل چه فایده دارد؟

 

اگر مرا بگذاری، مرا که از تو بگیرد

اگر مرا بگذاری مرا که بی تو گزارد؟

 

مرو که شعر نمیرد بمان که شعر بماند*

اگر تو نیز نباشی که باشد و که سراید؟

 

نرو که سیل نگیرد بمان که ابر ببارد

اگر تو چشم ببندی ستاره را که شمارد؟

 15-1-1366

 

*: «حدیث رفتن جانسوز خویش گفتی و گویم

مرو که نغمه نمیرد بمان که شعر بماند

 

اگر تو شعر نگویی برای من، که بگوید

وگر تو نغمه نخوانی برای من، که بخواند»

دکتر فخر الدین مزارعی

 

برچسب: نویسنده: مهسا زارعیان تاريخ: شنبه 26 خرداد 1397 ساعت: 22:24

صفحه بندی