در گوشیِ کوچکِ من
شمارهییست که فکر میکند
شب
فقط یک نام شاعرانهست
که خواب ندارد
موهای عروسکی
که صدای خنده در میآورَد
غذا نمیخورَد و
پوستاش
مثلِ برفِ شادی خشک است
خیال میکند
هیچ رستمی کابوس نمیبیند و
هیچ اژدهایی
تابِ بریدنِ خورشید را ندارد
در گوشیِ کوچکِ من
شمارهییست که شعر را دوست ندارد
و باور دارد
همهی شاعران
مردانیاند که فحشهای زنانه میدهند
و نمیدانند
از لباسهای کاغذین
چه بمبهای عارفانهیی در میآید و
خرجِ چنارهای عباسعلی میشود
در گوشیِ کوچکِ من
شمارهییست
که هر روز
خودش را
بار میگذارد...
20/11/1396
برچسب:
نویسنده: مهسا زارعیان