ما وارثان وحی و تنزیلیمعاشق ترین مردان این ایلیممردم تمام از نسل قابیلندما چند تا ، فرزند هابیلیمآن دیگران ناز و ادا دارندما بی قر و اطوار و قنبیلیمدر بین ما یک عده هم هستند...این روزها مشغول تعدیلیمدر این دویدنها رسیدن نیستعمری است ما روی تِرِدمیلیمآخر کجا می آیی آقا جان؟بگذار ، ما مشغول تحلیلیمدنیا به کام قوم دجال استما هم که با دجال فامیلیمدرس "پیام نور"تان از دورخوب است ، ما مشتاق تحصیلیمآقا ، شما تفسیر قرآنیدالبته ما قائل به تاویلیمنه عالم احکام قرآنیمنه عامل تورات و انجیلیمگفتند : شرط راستی ، مستی استما هم که ذاتا مست و پاتیلیمدر کل ، زمین مصر است و این مردمیاران فرعونند و ما نیلیماینها اگر کرم اند ، ما ماریمآنها اگر مورند، ما فیلیمفیلیم در نطع سخن امّاوقت عمل طیرا ابابیلیمدر حفظ ما باید به جدّ کوشیدما نقطه ی حسّاس آشیلیم"آدم شدن" یک ایده ی نوپاستما هم نهادی تازه تشکیلیمسیصد نفر "آدم" که شوخی نیستمستلزم تغییر و تبدیلیمتعجیل ، کلا کار شیطان استاصلا چرا مشتاق تعجیلیم؟وقتش که شد ، آن وقت می گوییم:آقا بیا کم کم که تکمیلیموقت عمل هم می رسد امّافعلا به فکر حفظ و ترتیلیمآخر چطوری حرف حق ؟ وقتیمشغول ذکر و ورد و تهلیلیمما با همین حالت که می بینیدمستوجب تشویق و تجلیلیمصندوق عهد و رای اگر باشدیاران داوود و سموئیلیمتوی صف عشاقتان از صبحما صاحبان ساک و زنبیلیمبعضی به نامت ، بارشان شد بارما تازه فکر بار و بندیلیم(کار غنایم را به ما بسپارچون خبره در تقسیم و تحویلیمباد هوا خوردن که ممکن نیستآخر مگر ماها حواصیلیم)***گفتند :روز جمعه می آییما روزهای جمعه تعطیلیم ...
# ابوالفضل,+ زرویی,+ نصرآباد,
برچسب:
نویسنده: مهسا زارعیان
تاريخ: پنجشنبه
15 آذر
1397 ساعت: 4:11