بحثِ رابطهی دین و حکومت/سیاست، سابقهی تاریخیِ کمی ندارد.... یک گونهی قابل تأمل از این رابطه در ایرانِ دورهی ساسانی، وصایای اردشیر است. اردشیر بابکان (بنیانگذار ساسانیان) وقتی مرگ خود را نزدیک میبیند؛ برای فرزند و جانشیناش (شاپور) بهاصطلاح «وصیت»هایی میکند. از جملهی این وصایا، نیازِ دین و حکومت به همدیگر و رابطهی تنگاتنگ آنها با یکدیگر است (رابطهی تار و پودی).... سرآخر هم میگوید: اگر دینداران از پادشاهِ دادگر [= پادشاهِ مجریِ اوامرِ دینی: «که چون بنگری مغز دادست دین»] متنفر باشند «پارسا» نیستند و اگر مردم [به علتِ قتلعامهای نژادی و دینی و مذهبیِ شاه] از او خوششان نیامد و شروع به اعتراض و بدگویی کردند، «دیندار» نیستند:
چو دیندار کین دارد از پادشا
مخوان تا توانی ورا پارسا
هرآنکس که بر دادگرشهریار
گشاید زبان، مردِ دینش مدار
خلاصه که بعد از کشتارهای فراوانِ مذهبی و نژادی (جهان راست کردم به شمشیرِ داد / نگه داشتم ارجِ مردِ نژاد!) در آخر عمر به قول عبید، عابد و زاهد و مسلمانا! شیوهی این «دینبازی» را به پسرش هم یاد میدهد! «فَإِنَّ هذا الدّينَ قَد کانَ أَسيراً فی أَيدِی الأَشرارِ يُعمَلُ فيهِ بِالهَوی و تُطلَبُ بِهِ الدُّنيا» / نهج البلاغه؛ نامه به مالک اشتر.
بخشی از این ابیاتِ «آموزنده» را بخوانیم:
چو سال اندر آمد به هفتادوهشت
جهاندارِ بیدار، بیمار گشت
بدانست کهآمد به نزدیک، مرگ
همی زردخواهدشدن سبزبرگ
بفرمود تا رفت شاپور، پیش
ورا پندها داد ز اندازه بیش
بدو گفت: این عهدِ من یاد دار
همه گفتِ بدگوی را باد دار ....
نگهدارِ تن باش و آنِ خرد
چو خواهی که روزت به بَد نگذرد
[چو بر دین کند شهریار آفرین
برادر شود شهریاریّ و دین]
نه بیتختِ شاهیست، دینی به پای
نه بیدین، بوَد شهریاری به جای
دو بُنتاره: یک در دگر بافته
برآورده، پیشِ خِرَدیافته
نه از پادشا، بینیازست دین
نه بیدین بوَد شاه را آفرین
چنین، پاسبانانِ یکدیگرند
تو گویی که در زیرِ یک چادرند
نه آن زین، نه این زان بود بینیاز
دو انباز دیدیمشان نیکساز
چو باشد خداوندِ رای و خرد؛
دو گیتی، همی مردِ دینی بَرَد
چو دین را بود پادشا پاسبان
تو این هر دو را، جز برادر مخوان
چو دیندار، کین دارد از پادشا
نگر! تا نخوانی ورا پارسا!
هرآنکس که بر دادگرشهریار
گشاید زبان، مردِ دینش مدار
چه گفت آن سخنگویِ با آفرین
که چون بنگری، مغزِ دادست دین....
شاهنامه، خالقی مطلق ـ امیدسالار، ج 6، پادشاهی اردشیر...: ابیات 538 به بعد. (چاپ مسکو؛ ج 7، پادشاهی اردشیر: ابیات 444 به بعد).
برچسب:
نویسنده: مهسا زارعیان