خرید بک لینک

حال و هوای نقد یعنی حال و هوای چالش! و این چیزی است که قومِ آریایی، انگار از ازل بر نمیتابیده است! کیخسرو، فرد بیهویت و نالایقی (لهراسپ) را جانشین خودش میکند؛ ایرانیان (در اصل، درباریان) اعتراض میکنند از جمله، زال زر:

از آن انجمن زال بر پای خاست

بگفت آنچه بودش به دل رایِ راست...

به ایران چو آمد به نزد زرسپ

فرومایهیی دیدمش با یک اسپ...

نژادش ندانم، ندیدم هنر

از اینگونه نشنیدهام تاجور...

اما کیخسرو (به قول یکی از اساتید عظام، با استدلالی ساده*) میگوید او از تخمهی هوشنگ است:

نبیرهی جهاندار هوشنگ هست

خردمند و بینادل و پاکدست...!

و زال، بیدرنگ خاک در دهان خودش میریزد که چرا «انتقاد» کرده است و فریاد میزند که لهراسپ، شاه است:

چو بشنید زال این سخنهای پاک

بیازید انگشت و بر زد به خاک

بیالود لب را به خاک سیاه

به آواز، لهراسپ را خواند شاه!

حالا بگذریم که عمده انتقاد و اعتراض زال هم «نژادی» و «قومیتی» و «مالی» است (البته به بیهنری = بیلیاقتی لهراسپ هم معترض است).

*. شاهِ نامهها؛ ص 45.

برچسب: نویسنده: مهسا زارعیان تاريخ: يکشنبه 28 مرداد 1397 ساعت: 12:34

صفحه بندی